خرید بک لینک
اگه وجود داری باید بدونی که من صبح تا شب با خستگی و ناامیدی زندگی میکنم من حقم نیست شب تا صبح توی خواب زندگی کنم... که دلم بخواد تا از خواب پا میشم زار بزنم از خستگی... به من رحم کن

برچسب: نویسنده: الینا حسین‌پور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:52

تو ماشین نشستم، خیابون بارونیه، شیشه پاک کنا کار میکنن و من فکر میکنم رفت و آمد... لیوان چای داغ دستمه و فلاسک کنار پامه... نور آبی بیرونه... من یاد یه خاطره مزخرف از تو افتادم و چشمام پر میشه... میزن

برچسب: نویسنده: الینا حسین‌پور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:52

داشت حرف میزد و حواسم نبود، من داشتم به پلهبرقی پل هوایی نگاه میکردم و مطمئن بودم یا میبوسدم یا میبوسمش... بوسیدمش بدون نگاه کردن به عقب که نکنه کسی باشه... این از من دیوانه خو... ادمی که به من دست

برچسب: نویسنده: الینا حسین‌پور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:52

به آدمهای اطرافم نگفتم نرید... اما گفتم من میترسم از رها شدن و اگه حس کنم دارم طرد میشم جوری جبهه میگیرم که انگار من اونی ام که میخواد بره... دلم اما گیره مدام....من دنبالشون نمیرم، من سعی نمیکنم نز

برچسب: نویسنده: الینا حسین‌پور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:52

من خیلی فکر کردم که با تو میشد چقدر خوشبختتر بود... خیلی فکر کردم که بهت فکر نکنم.... خیلیوقتها هم نشستم نوشتم چرا میتونم ازت متنفر باشم و دوستت نداشته باشم... خیلی فکر کردم که چرا منو نخواستی... خ

برچسب: نویسنده: الینا حسین‌پور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:52

سر زلف تو نباشد سر زلف دگری؟

خودت بیا و جواب بده....

برچسب: نویسنده: الینا حسین‌پور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:52

دستمو گذاشتم زیر چشمهام و سعی کردم که نفس عمیق بکشم که نزنم زیر گریه... چرا گریه؟ از سرخوشی برگشتن عشق یک دوست به آغوشش... نوشته بود منقلبم از صبح و من میفهمیدم... عمیقا میفهمیدم که چه حسی میتواند

برچسب: نویسنده: الینا حسین‌پور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:52

گفت تو که همیشه جنون بودی... غیر از اینه مگه دیوانه؟

نمیخوام به کسی توضیح بدم دیوانگی و جنون رو...

برچسب: نویسنده: الینا حسین‌پور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:52

دارم همهچیز رو از دست میدم و مبهوت خیرهم به اتفاقات دور و دووووورم... دلم میخواست زنگ برنم بهت و ازت تشکر کنم که یادم دادی رها کردن و گذشتن رو... وقتی میگفتی از دست دادن ابدی است بارها جلوی خودمو گر

برچسب: نویسنده: الینا حسین‌پور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:52

یک: همه چیز تکرار بیرحمانهی گذشتهس... همه چیز همون که قبلا بوده... کنار کافه ی خیابونی شهر منم و زل زدن به ویترین قشنگ گلفروشی جدید... دارم فکر میکنم با پولای نقد تو کیفم چقدر گل نرگس میشه خرید؟

برچسب: نویسنده: الینا حسین‌پور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:52

صفحه بندی